یسنا                                                                                             یسنا ، تا این لحظه: 16 سال و 6 ماه و 10 روز سن داره

یسنا گلی

چکاپ یسنا

1391/5/2 12:59
نویسنده : مامانی
1,926 بازدید
اشتراک گذاری

سلام قند عسل من شکلکهای جالب و متنوع آروین

خداروشکر مخملکت کاملا خوب شده و هیچ اثری از جوشهای بدنت نیست  شربتت هم تقریبا دو

وعده دیگه تمومه و این یعنی بهبود کامل بیماری . خوشحالم که این مساله هم به سلامتی تموم شد و بدون هیچ مشکلی خوب شدی

صبح شنبه به توصیه دکتر با مامان جونی و باباجونی بردیمت مطب واسه کنترل قد و وزنت.و همچنین چک کردن  وضعیت بهبود بیماریت.

طبق معمول به محض ورود به مطب شروع کردی به بغض کردن و آماده شدن واسه گریه23 Orange Emoticons

کلی من و مامان جونی باهات صحبت کردیم و بهت گفتیم که دکتر عمو هستش و بهت کاری نداره و فقط میخواد ببینه چند کیلویی اما اصلا فایده نداشت و همش حرف خودتو میزدی و میگفتی نریم دکتررررررررربالاخره قبول کردی که بریم ولی گفتی که به دکتر بگو منو روی تخت نخوابونهمنم گفتم باشه به عمو دکتر میگم

بالاخره رفتیم داخل و تا دکتر را دیدی چسبیدی به من و بغض گلوتو گرفت دکتر گفت بخوابونمت روی

تخت ولی من نشوندمت اما متاسفانه خود دکتر خوابوندت و به محض این کار دادت رفت هوا و با گریه میگفتی نمیخوام بخوابممممممم92 Orange Emoticons

 

اما دکتر گفت واسه معاینه حتما باید بخوابیمنم به ناچار قبول کردم . وقتی دیدی فایده نداره و نمیشه بلند شی شروع کردی به گریه که مامانی دستمو بگیرمنم دستتو گرفتم و خداروشکر تو آروم شدی.دکتر

هم کلی خنده اش گرفت از این کارت.و گفت که حالا اگه دستتو نگیره من میخورمت؟؟؟؟ چه فرقی داره دستتو بگیره یا نه.

دکتر بد اخلاق بدجنسAlbert 
Einstein نمیدونه وقتی دستت تو دست منه آرامش پیدا میکنی و دیگه نمیترسی و

حس بدی نداری.

خلاصه معاینه ات کرد و گفت که بیماری مخملکت خوب شده و فقط واسه اطمینان بیشتر داروهات را آخر بهت بدم.منم کلی ذوق کردم و خوشحال شدم که خوب شدی

بعد رفت سراغ قد و وزنت.وزنت که همون 10 کیلو بود ولی قدت رو نفهمیدم چند گفت.آخه همش داد میزدی و من صدای دکتر را نشنیدم و چون دکتر یه کم بد اخلاقه ترسیدم ازش بپرسمبعد دکتر قد و وزنت را تو

جدول رشدت وارد کرد و دیدیم که وزنت زیر حد معمولی هستش و قرمز رنگه روی نمودار.بعد دکتر وزن طبیعیتو نشون داد و گفت که 1کیلو و100 گرم تا وزن طبیعیت فاصله داری و کمتری

ولی رشد قدت متعادل و خوب بوده و روی نمودار طبیعی بود .و سبز رنگ خداروشکر

واسه وزنت هم گفت بیشتر بهت گوشت بدم که من میدادم و گفت وعده های غذاییتو بیشتر کنم.

همونطور که دکتر داشت پرونده پزشکیت را توی کامپیوترش چک میکرد فهمید که بلههههه من خیلی وقته واسه چک کردن عفونت ادراری آزمایش نبردمت و چکت نکردمهمون موقع بود که کلی از

دستم عصبانی شد و با لبخند حالمو گرفت و کلی بهم گفت که بی توجه ام و به حرفاش گوش نمیکنم و منم شرمنده فقط میگفتم چشم میبرمش تا شاید بی خیال شه و دیگه بس کنه بالاخره بعد کلی حالگیری من یه آزمایش واسه سه هفته بعد تموم شدن داروت نوشت و گفت حتما ببرمت تا چک شی آخه خیلی روی مساله عفونت ادراری دختر کوچولو ها حساسه و میگه حتما

هر شش ماه یا یکسال باید چک شن تا در آینده واسشون مشکل پیش نیاد و خدایی نکرده اگه عفونت وجود

داشته باشه زود درمان شه و باعث مشکلات بعدی نشه واسشون

بعد مامان جونی به دکتر گفت که تو یخ زیاد میخوری و از بچگی هم شربت آهن که میخوری حالت بد میشه بالا میاری و واسه همین بهت ندادم گفت ممکنه کمبود آهن داشته باشی؟که گفت احتمالش هست.

هرچی شربت تقویتی آهن دکتر گفت من گفتم دادم بهت و نخوردی  دیگه گفت سندرس تنها

 شربتیه که مزه آهنش از اونای دیگه کمتره و بخاطر مزه شکلاتش باید راضیش کنی بخورش.منم گفتم چشم

و قرار شد بعد انجام آزمایش نتیجشو ببرم پیش دکتر و خداحافظی کردیم و تو هم خوشحال شدی و اومدیم بیرون

اونروز هر کار کردم راضی نشدی برگردیم خونه و گفتی الا و بلا باید بریم خونه باباجونی.مامان جونی و بابا جونی هم که از خدا خواسته گفتن باید بیاین اونجا ومنم قبول کردم و  رفتیم اونجا

ظهر شربت سندرس را با هر شکلی بود دادم بهت و خوردیش خداروشکر.اما از یکی دو ساعت بعدش اسهال

شدی و فهمیدم که بهت نساخته.اما دفعه قبل که خورده بودی یه بار اونم به زور هیچیت نشده بود.اما این دفعه .......دیگه قرار شد چند روزی بهت ندم تا آموکسی سیلینت تموم میشه و بعد

دوباره بهت بدم تا ببینم چی میشه.شاید این دفعه بخاطر تداخل دارویی اسهال شدی

خداروشکر  اسهالت هم  تموم شد و حالت سر جاش اومد و خوب شدی .

الهی مامان به قربونت بره امیدوارم دیگه مریض نشی و همیشه سالم و سرحال باشی عزیزم.آخه مریضیت

داغونم میکنه و کلی غصه میخورم.تحمل اینکه حالت خوب نباشه خیلی سخته نفسممممممم

عزیز دل مامان بی نهایت دوست دارمممممممممم و از خدا میخوام که همیشه مراقبت باشهмишкиشکلکهای  جالب  آروین

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (9)

نایسل خانم
2 مرداد 91 13:30
الهی شکر که بهتره
به حرفای دککتر گوش کن عزیزم
به زورم شده بهش بده


ممنون عزیزم
چشم حتمااااااااااا
خاله رایان
2 مرداد 91 14:08
سلام خاله جونم الهی خاله فدات بشه خدا روشکر که خوب شدی همیشه سالم یاشی یسنا گلی خاله


سلام خاله.خدا نکنه عزیزم.
ممنون از لطفتون خاله جونم.
بوسسسسسسسسسسس
الهه مامان یسنا
2 مرداد 91 15:41
عزیز دلم چه ترسی داره از دکتر!! مامانی مغزیحات هم زیاد بهش بده البته یه وقتی که جلوی اشتهاش رو نگیره. فندوق و بادوم خیلی واسش خوبه اگه همینطوری نمیخوره رنده کن و بریز تو ماست تا بخوره خیلی مقویه و جون میگیره. دخملمو ببوس


آره خیلی میترسه از دکتر.
عزیزم مغز آجیل زیاد میخوره.خیلی دوست داره.
با اجازتون عاشق حریره بادومه.هر روز واسش باید درست کنم
ilijoon
2 مرداد 91 18:42
آخيييي بميرم برات مخملك گرفته بودي شرمنده دير به ديدنتون اومدم وممنون از اينكه به يادمون بوديد


خدا نکنه خاله.
ما همیشه به یاد شما و ایلیا جون هستیممممممممممم.بوس
ilijoon
2 مرداد 91 18:43
خدا رو شكر خوب شدي
ilijoon
2 مرداد 91 18:46
ان شاالله ديگه هميشه سالم و سلامت باشي


ممنون
ilijoon
2 مرداد 91 18:46
پويا
3 مرداد 91 18:16
يسناجون سلام
خوشحالم كه حالت خوب شده عزيزم
مراقب خودت باش


سلام.ممنون پویا جونم.
چشمممممم
منا مامان یسنا
4 مرداد 91 15:24
سلام عزیزم .خدارو هزار مرتبه شکر.یسنا جونم مواظب باش دوست داریم ونمیخوایم دیگه مریض بشی.مامانی گل اسهالی یسنا بخاطر شربت اموکسی سیسیلین نگران نباش.


سلام خاله جونم.ممنون از لطفتون.
خداروشکر خوب شده اون مشکلش
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به یسنا گلی می باشد